(انوری)
- آزرده خاطر، دل آزرده
نهانی ز سودابه چارهگر/ همی بود پیچان و خسته جگر (فردوسی 471)
- دلتنگ و غمگین
به ایوان همی بود خسته جگر/ ندیدن در آن سال روی پدر (فردوسی 1789)
(دهخدا)
- دلتنگی، غمناکی، ناشادی ، ملولی ، دل ریشی
بیمار دلم، خسته جگر از غم عشقش/ آید به عیادت بر بیمار که داند؟(عراقی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است